سما

مساوات و برابری در قانون اساسی ایران
نویسنده : بابک - ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٩/۱٠
 

 

 

          در قانون اساسی ایران اصول متعددی وجود دارد که صراحتا برخورداری برابر همه ملت را از آن اصول بدون هیچگونه تبعیضی تاکید میکند.در مقابل اصول دیگری نیز وجود دارد که برابری و تساوی ملت را از برخورداری ازهمان اصول تساوی بخش محدود میکند. به بیان ساده تر در قانون اساسی ایران اصولی وجود دارد که اصول دیگر را نقض مینماید.

         برای بررسی برابری و تساوی در قانون اساسی ایران ابتدا میبایست کلمه"برابری" را از لحاظ حقوقی و سیاسی تعریف نمود سپس به بررسی مواد قانونی مندرج در قانون اساسی برطبق تعریف از برابری میپردازیم.

برابری،"اصلی است حقوقی وسیاسی که به موجب آن در همه ی امور اجتماعی با همه باید یکسان رفتارشود،مگر در آنجا که برای رفتاراستثنائی در مورد برخی افراد و گروهها دلایل کافی و خاصی وجود داشته باشد.  چنین اصلی بر پایه این فرض است که همه مردم با هم در اصل از نظر "حقوق طبیعی " برابرند .چنین نظری ناهمسانیهای جسمی و ذهنی میان مردمان را معلول " محیط اجتماعی " و " نابرابری فرصتها " میداند ، در حالی که مخالفان برابری برآنند که ناهمسانیهای افراد تا حدود زیادی فطری هستند و نظم اجتماعی و مراتب آن بر اساس این ناهمسانیها پدید می آید . اصل برابری بیشتر جنبه اخلاقی و بشر دوستانه


دارد و کمترین درخواست آن آنست که از نظر نوعدوستی همه مردم باید از بعضی حقوق اساسی مشترک و امکان رفع نیازمندیها بیکسان برخوردار باشند . ولی دامنه این نیازها و حقوق روشن نیست و با مبارزه های برابری خواهانه دامنه آنها هرچه بیشتر گسترش می یابد."(1)

 

 

1) صفحه 60و61 دانشنامه سیاسی    

          با توجه به مطلب فوق محور بررسی در ادامه تا حدودی مشخص میشود که بررسی اصول مورد نظر از قانون اساسی باید بر این مبنا باشد که آیا در تمام اصول قانون اساسی حقوق طبیعی و حقوق فطری انسان مورد احترام میباشد یا خیر؟

در ادامه به بررسی اصول مورد نظر از قانون اساسی که برابری همه ی ملت را مورد توجه قرار داده میپردازیم .

اصل 11 : به‏ حکم‏ آیه‏ کریمه‏ "ان‏ هذه‏ امتکم‏ امه‏ واحده‏ و انا ربکم‏ فاعبدون‏" همه‏ مسلمانان‏ یک‏ امت‏ اند و دولت‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ موظف‏ است‏ سیاست‏ کلی‏ خود را بر پایه‏ ائتلاف‏ و اتحاد ملل‏ اسلامی‏ قرار دهد و کوشش پیگیر به‏ عمل‏ آورد تا وحدت‏ سیاسی‏، اقتصادی‏ و فرهنگی‏ جهان‏ اسلام‏ را تحقق‏ بخشد.

 

همانطور که در اصل 11 اشاره شد همه مسلمانان امت واحدند و فرق مختلف اسلامی طبق این اصل باید با هم برابر و از حقوق مساوی برخوردار باشند و سیاست کلی دولت جمهوری اسلامی ایران نیز بر همین مبنا قرار دارد که جهان اسلام را متحد نماید. اینک به اصل 12 قانون اساسی میپردازیم که تا حدودی اصل 11 را محدود نموده است.

اصل 12 : دین‏ رسمی‏ ایران‏، اسلام‏ و مذهب‏ جعفری‏ اثنی‏ عشری‏ است‏ و این‏ اصل‏ الی‏ الابد غیر قابل‏ تغییر است‏ و مذاهب‏ دیگر اسلامی‏ اعم‏ از حنفی‏، شافعی‏، مالکی‏، حنبلی‏ و زیدی‏ دارای‏ احترام‏ کامل‏ می‏ باشند و پیروان‏ این‏ مذاهب‏ در انجام‏ مراسم‏ مذهبی‏، طبق‏ فقه‏ خودشان‏ آزادند و در تعلیم‏ و تربیت‏ دینی‏ و احوال‏ شخصیه‏ ( ازدواج‏، طلاق‏، ارث‏ و وصیت‏ ) و دعاوی‏ مربوط به‏ آن‏ در دادگاه‏ ها رسمیت‏ دارند و در هر منطقه‏ ای‏ که‏ پیروان‏ هر یک‏ از این‏ مذاهب‏ اکثریت‏ داشته‏ باشند، مقررات‏ محلی‏ در حدود اختیارات‏ شوراها بر طبق‏ آن‏ مذهب‏ خواهد بود، با حفظ حقوق‏ پیروان‏ سایر مذاهب‏.

 

در اصل 12 نیز دین رسمی تاکید شده است و فقط  مذهب شیعه مورد توجه خاص قرار گرفته البته پنج فرقه مورد اشاره قرار گرفته است که از آزادی مذهبی برخوردارند،ولی نکته قابل ذکر اینست که آیا در اسلام فقط پنج فرقه وجود دارد؟و آیا اسلام شامل مذهب شیعه و پنج فرقه مورد ذکر میباشد؟ پاسخ قطعا منفی است بدلیل اینکه اسلام فرق متعددی دارد و نمیتوان پذیرفت که با توجه به اصل 11 دولت ایران همه امت اسلام را در سوق واحد قرار میدهد ولی در اصل 12 فقط تعدادی از این فرق را آزاد میگذارد برای انجام فعالیت مذهبی.

نتیجه کوتاهی که میتوان از این دو اصل گرفت اینکه اصل 12 برابری و تساوی که در اصل 11 برای امت اسلامی در نظر گرفته شده را محدود مینماید.

 

       مقایسه دیگری که صورت میگیرد بین دو اصل 13 و 14 قانون اساسی میباشد که ابتدا این دو اصل به صورت کامل بیان میگردد سپس بررسی و مقایسه صورت میگیرد.

اصل 13 : ایرانیان‏ زرتشتی‏، کلیمی‏ و مسیحی‏ تنها اقلیتهای‏ دینی‏ شناخته‏ می‏ شوند که‏ در حدود قانون‏ در انجام‏ مراسم‏ دینی‏ خود آزادند و در احوال‏ شخصیه‏ و تعلیمات‏ دینی‏ بر طبق‏ آیین‏ خود عمل‏ میکنند.

اصل 14 : به‏ حکم‏ آیه‏ شریفه‏ "لاینهاکم‏ الله‏ عن‏ الدین‏ لم‏ یقاتلوکم‏ فی‏ الدین‏ و لم‏ یخرجوکم‏ من‏ دیارکم‏ ان‏ تبروهم‏ و تقسطوا الیهم‏ ان‏ الله‏ یحب‏ المقسطین‏" دولت‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ و مسلمانان‏ موظفند نسبت‏ به‏ افراد غیر مسلمان‏ با اخلاق‏ حسنه‏ و قسط و عدل‏ اسلامی‏ عمل‏ نمایند و حقوق‏ انسانی‏ آنان‏ را رعایت‏ کنند. این‏ اصل‏ در حق‏ کسانی‏ اعتبار دارد که‏ بر ضد اسلام‏ و جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ توطیه‏ و اقدام‏ نکنند.

  

         در توضیح دو اصل 13 و 14 به این نکات میتوان اشاره نمود که در اصل 13 فقط ایرانیان آزادند که سه دین را غیر از اسلام انتخاب کنند و ادیان دیگر که در دنیا وجود دارد حق انتخاب ایرانیان نمیتواند قرار گیرد .(ادیان بزرگی مانند بودایی و هندو)

ولی  در اصل 14 به این نکته اشاره میشود که دولت و امت اسلامی  موظفند که با غیر مسلمانان با اخلاق حسنه و عدل اسلامی رفتار شود و حقوق انسانی آنان رعایت شود. با توجه به اصل 14 که حقوق انسانی غیر مسلمانان باید رعایت شود آیا میتوان پرسید که آزادی مذهب ، آزادی عقیده ، آزادی بیان و سایر آزادیهای انسانی برای غیر مسلمانان که جزء حقوق انسانی و حقوق فطری انسان است در چه جایگاهی از اصل 13 قرار دارد؟ آیا میتوان میگفت اصل 14 متناقض با اصل 13 است؟ آیا میتوان گفت اصل 13 برابری و تساوی که در اصل 14 در آن برای رفتار با غیر مسلمانان در نظر گرفته شده را محدود مینماید؟

مسلما پاسخ این سئوالات مثبت است و مطابق با اصل 12و 13 جایی برای غیر مسلمانان و اقیلیتهای دیگر که در اصل 13 به آن اشاره نشده وجود ندارد.اگر در اصل 14 اشاره میشود که حقوق انسانی غیرمسلمانان باید رعایت شود و در اصل 13 اشاره میشود فقط این سه اقلیت آزادند ، چطور میتوان هم از حقوق انسانی برخوردار بود و هم آزادی مذهب و آزادی عقیده و آزادی بیان نداشت؟

نتیجه بررسی این دو اصل نیزاین نکته را به ذهن متبادر میسازد که کماکان برابری و تساوی  در بین این دو اصل سرگردان است و به سهولت نمیتوان مفهاهیم مندرج در این دو اصل را با هم یکی و مرتبط دانست.

 

در ادامه به اصول دیگری میپردازیم که تاکید بر برابری و برخورداری از همه حقوق انسانی را تاکید میکند. این اصول عبارتند از :

اصل 19 :  مردم‏ ایران‏ از هر قوم‏ و قبیله‏ که‏ باشند از حقوق‏ مساوی‏ برخوردارند و رنگ‏، نژاد، زبان‏ و مانند اینها سبب‏ امتیاز نخواهد بود.

اصل 19 به برابری و تساوی تمام مردم ایران فارق از هر رنگ و نژاد و قومی تاکید دارد و نکته ای که میتوان ازآن دریافت نمود این است که همه مردم از حقوق مساوی برخوردارند  ولی تاکید نشده که آیا مذهب هم جزء حقوق هر فرد هست یا خیر؟ در این اصل به رنگ و نژاد و زبان تاکید شده ولی مذهب در آن اشاره نشده است.برداشتی که از این اصل میتوان نمود اینست که یا سهوا به مذهب اشاره نشده است،که در این صورت اگر مردم ایران از هر قومی و رنگ و نژاد از حقوق مساوی برخوردارند باید از آزادی مذهب نیز برخوردار باشند به دلیل اینکه آزادی مذهب نیز از حقوق انسانی است که در این اصل به آن تاکید شده است.

برداشت دیگر اینست که عمدا برابری مذهب در آن اشاره نشده است که در این صورت این اصل برابری و تساوی را که خود به آن اشاره میکند نقض میکند و در مقابل آن قرار میگیرد بدلیل اینکه برخورداری از حقوق مساوی برای همه مردم بدین معنی است که در تمام زمینه ها مردم از حقوق مساوی برخوردارند و نمیتوان برابری را مخصوص گروهی خاص دانست در این صورت برابری اعتبار خود را از دست میدهد.  

 

اصل 20 : همه‏ افراد ملت‏ اعم‏ از زن‏ و مرد یکسان‏ در حمایت‏ قانون‏ قرار دارند و از همه‏ حقوق‏ انسانی‏، سیاسی‏، اقتصادی‏، اجتماعی‏ و فرهنگی‏ با رعایت‏ و موازین‏ اسلام‏ برخوردارند.

در این اصل بازهم تاکید بر برابری و تساوی  میگردد ولی از جهت حمایت از قانون. بیان میشود که همه افراد اعم از زن ومرد از حقوق انسانی وغیره با رعایت و موازین اسلام برخوردارند.با گذاشتن شرط در هر امری نمیتوان انتظار داشت تساوی و برابری رعایت شود بدلیل اینکه بطور مثال یک فرد مسیحی چطور میتواند با رعایت موازین اسلامی از همان حقوقی بهره مند شود که یک فرد مسلمان از آن برخوردار است؟ قطعا اگر فرد مسیحی بخواهد موازین اسلامی را رعایت کند دیگر نمیتواند بر طبق مذهب خود رفتار کند چون در این دو مذهب مسائلی وجود دارد که با یکدیگر سازگاری ندارد.

نتیجه میتوان گرفت که در اصل 20 نیز برابری و تساوی بطور مشروط وجو دارد که این موضوع بر خلاف اصول برابری و تساوی است.

 

اصل 22 : حیثیت‏، جان‏، مال‏، حقوق‏، مسکن‏ و شغل‏ اشخاص‏ از تعرض‏ مصون‏ است‏ مگر در مواردی‏ که‏ قانون‏ تجویز کند.

اصل 22 نیز برابری یکسان افراد را در داشتن امنیت مورد توجه دارد البته بدون هیچ شرط و تبعیضی.

 

اصل 23 : تفتیش‏ عقاید ممنوع‏ است‏ و هیچکس‏ را نمیتوان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏ عقیده‏ ای‏ مورد تعرض‏ و مؤاخذه‏ قرار دارد.

از اصول بسیارمهم قانون اساسی ایران همین اصل 23 میباشد که تاکید دارد افراد در داشتن عقیده آزادند و نباید فرد بخاطر داشتن عقیده ی خاصی مورد بازجویی و تعرض قرار گیرد.

اگر عقیده را به عنوان مذهب در نظر بگیریم اصل 23 با اصول 12و13در تعارض قرار میگیرد و اگر منظور از عقیده غیر از داشتن دین مورد نظر باشد بازهم این عقیده باید با موازین اسلام منطبق باشد چون در این صورت طبق اصل 20 مورد حمایت قانونی قرار نمیگیرد.چون داشتن عقیده که از حقوق انسانی بشمار می آید طبق اصل 20 باید با رعایت موازین اسلام همراه باشد.

همانطور که ملاحظه میشود دربررسی کوتاهی که بین اصول 11 تا 23 قانون اساسی ایران صورت گرفت نکاتی وجود دارد که برابری و تساوی را مورد تحدید قرار میدهد یعنی در اصولی برابری تصریح شده ولی در اصولی دیگر این برابری مشروط شده به مثلا مسلمان بودن. در ادامه مختصرا اصول دیگری مورد کنکاش قرار میگیرد.

 

 

اصل 28 :هر کس‏ حق‏ دارد شغلی‏ را که‏ بدان‏ مایل‏ است‏ و مخالف‏ اسلام‏ و مصالح‏ عمومی‏ و حقوق‏ دیگران‏ نیست‏ برگزیند. دولت‏ موظف‏ است‏ با رعایت‏ نیاز جامعه‏ به‏ مشاغل‏ گوناگون‏، برای‏ همه‏ افراد امکان‏ اشتغال‏ به‏ کار و شرایط مساوی‏ را برای‏ احراز مشاغل‏ ایجاد نماید.

اصل 28 به آزدی انتخاب شغل میپردازد و اینکه دولت باید برای همه افراد بدون توجه به مسائل دیگر نظیر عقیده و مذهب وغیره شرایط مناسب برای ایجاد شغل در نظر بگیرد.و در این صورت این اصل با اصل 19 سازگار است وهماهنگی دارد.

 

اصل 29 : برخورداری‏ از تامین‏ اجتماعی‏ از نظر بازنشستگی‏، بیکاری‏، پیری‏، ازکارافتادگی‏، بی‏ سرپرستی‏، در راه‏ ماندگی‏، حوادث‏ و سوانح‏، نیاز به‏ خدمات‏ بهداشتی‏ درمانی‏ و مراقبتهای‏ پزشکی‏ به‏ صورت‏ بیمه‏ و غیره‏، حقی‏ است‏ همگانی‏. دولت‏ موظف‏ است‏ طبق‏ قوانین‏ از محل‏ درآمدهای‏ عمومی‏ و درآمدهای‏ حاصل‏ از مشارکت‏ مردم‏، خدمات‏ و حمایتهای‏ مالی‏ فوق‏ را برای‏ یک‏ یک‏ افراد کشور تامین‏ کند.

اصل 29 نیز برابری و تساوی همه مردم را در برخورداری از تامین اجتماعی  مورد توجه قرار میدهد در این اصل نیز نکته ای که باعث تبعیض شود وجود ندارد و منظور از حق همگانی ،تاکید بر این مطلب است که در برخورداری از تامین اجتماعی و سایر موضوعات مندرج در اصل 29 توجهی به مذهب و عقیده فرد نمیشود.

 

اصل 30 : دولت‏ موظف‏ است‏ وسایل‏ آموزش‏ و پرورش‏ رایگان‏ را برای‏ همه‏ ملت‏ تا پایان‏ دوره‏ متوسطه‏ فراهم‏ سازد و وسایل‏ تحصیلات‏ عالی‏ را تا سر حد خودکفایی‏ کشور به‏ طور رایگان‏ گسترش‏ می‏ دهد.

اصل 30 نیز به مثابه اصل 29 آموزش و پرورش را همگانی میداند و ذکری از اینکه حق تحصیل میبایست مخصوص ادیان و اقلیتهای مندرج در اصل 13 باشد را به میان نمی آورد!

 

     برای جلوگیری از اطاله مطلب اصولی در ذیل درج میشود که در انتها به توضیح کلی و مختصر میپردازیم :

اصل 31 : داشتن‏ مسکن‏ متناسب‏ با نیاز، حق‏ هر فرد و خانواده‏ ایرانی‏ است‏. دولت‏ موظف‏ است‏ با رعایت‏ اولویت‏ برای‏ آنها که‏ نیازمندترند به‏ خصوص‏ روستانشینان‏ و کارگران‏ زمینه‏ اجرای‏ این‏ اصل‏ را فراهم‏ کند.

اصل 32 : هیچکس‏ را نمی‏ توان‏ دستگیر کرد مگر به‏ حکم‏ و ترتیبی‏ که‏ قانون‏ معین‏ می‏ کند در صورت‏ بازداشت‏، موضوع‏ اتهام‏ باید با ذکر دلایل‏ بلافاصله‏ کتبا به‏ متهم‏ ابلاغ‏ و تفهیم‏ شود و حداکثر ظرف‏ مدت‏ بیست‏ و چهار ساعت‏ پرونده‏ مقدماتی‏ به‏ مراجع صالحه‏ قضایی‏ ارسال‏ و مقدمات‏ محاکمه‏، در اسرع‏ وقت‏ فراهم‏ گردد. متخلف‏ از این‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ می‏ شود.

 

اصل 33 : هیچکس‏ را نمی‏ توان‏ از محل‏ اقامت‏ خود تبعید کرد یا از اقامت‏ در محل‏ مورد علاقه‏ اش‏ ممنوع‏ یا به‏ اقامت‏ در محلی‏ مجبور ساخت‏، مگر در مواردی‏ که‏ قانون‏ مقرر می‏ دارد.

اصل 34: دادخواهی‏ حق‏ مسلم‏ هر فرد است‏ و هر کس‏ می‏ تواند به‏ منظور دادخواهی‏ به‏ دادگاه‏ های‏ صالح‏ رجوع‏ نماید. همه‏ افراد ملت‏ حق‏ دارند این‏ گونه‏ دادگاه‏ ها را در دسترس‏ داشته‏ باشند و هیچکس‏ را نمی‏ تواند از دادگاهی‏ که‏ به‏ موجب‏ قانون‏ حق‏ مراجعه‏ به‏ آن‏ را دارد منع کرد.

اصل 35 : در همه‏ دادگاه‏ ها طرفین‏ دعوی‏ حق‏ دارند برای‏ خود وکیل‏ انتخاب‏ نمایندو اگر توانای‏ انتخاب‏ وکیل‏ را نداشته‏ باشند باید برای‏ آنها امکانات‏ تعیین‏ وکیل‏ فراهم‏ گردد.

اصل 37 : اصل‏، برائت‏ است‏ و هیچکس‏ از نظر قانون‏ مجرم‏ شناخته‏ نمی‏ شود، مگر این‏ که‏ جرم‏ او در دادگاه‏ صالح‏ ثابت‏ گردد.

اصل 41 : تابعیت‏ کشور ایران‏ حق‏ مسلم‏ هر فرد ایرانی‏ و دولت‏ نمی‏ تواند از هیچ‏ ایرانی‏ سلب‏ تابعیت‏ کند، مگر به‏ درخواست‏ خود او یا در صورتی‏ که‏ به‏ تابعیت‏ کشور دیگری‏ درآید.

اصل 48 : در بهره‏ برداری‏ از منابع طبیعی‏ و استفاده‏ از درآمدهای‏ ملی‏ در سطح‏ استانها و توزیع فعالیتهای‏ اقتصادی‏ میان‏ استانها و مناطق‏ مختلف‏ کشور، باید تبعیض‏ در کار نباشد، به‏ طوری‏ که‏ هر منطقه‏ فراخور نیازها و استعداد رشد خود، سرمایه‏ و امکانات‏ لازم‏ در دسترس‏ داشته‏ باشد.

          اصول ذکر شده نیز از جمله اصولی است که درآنها برابری و تساوی همه ملت را بطور یکسان در نظر گرفته و به هیچ وجه گروهی یا متدینین به دین خاصی را ارجح بر دیگران قرار نداده است زیرا در اینصورت جایی برای فردی که جزء اقلیتها و ادیان مندرج در اصول 12و 13 نیست،نمیباشد و وقتی قانون اساسی کشوری این حقوق را برای  تمامی شهروندان خود در نظر گرفته به سادگی نمیتوان و نباید از کنار نقض قانون گذشت.

 

 

منابع

1)دانشنامه سیاسی / نوشته: داریوش آشوری / چاپ هشتم 1381/انتشارات مروارید

2)اصول قانون اساسی برگرفته از کتاب :قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران /تهیه کننده :محمدحسین قشقایی / انتشارات مذاکره / چاپ اول 1385

 


 
comment نظرات ()